ورود و ثبت نام

همراه رشدمان مهندس نجفی

حوزه آموزش به محرک کرونا نیاز داشت

گفت و گو با سیامک نجفی مدرس حوزه عمران با رشدمان

به نظرم مدرس خوب نباید خسیس باشد. اگر فردی اطلاعات را در انحصار خودش بگیرد قطعاً مدرس خوبی نخواهد شد. مدرس خوب نباید خودبزرگ بین باشد. مدرس خوب باید پیشرفت کند و درجا نزند.

سیامک نجفی

سیامک نجفی بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ در دبیرستان البرز در رشته ریاضی ـ فیزیک تحصیل کرده است. او  سپس به دانشگاه علم و صنعت رفته و تحصیل در رشته عمران را آغاز کرد. تا سال ۱۳۷۰ این مرحله از تحصیل او طول کشید و پس از آن به دانشگاه تهران رفته و در مقطع فوق لیسانس در رشته «مهندسی سازه» تحصیلاتش را پیگیری کرد. سال ۱۳۷۴ از دانشکده فنی فارغ التحصیل شده و سپس تا سال ۱۳۸۰ در دانشگاه شهید بهشتی در رشته مدیریت پروژه تحصیل و پس از آن سال ۱۳۹۰ در دانشگاه علوم تحقیقات مطالعه و تحصیل در زمینه مهندسی زلزله را آغاز نمود و در حال حاضر دانشجوی مقطع دکتری در واحد علوم تحقیقات است.

این مدرس قدیمی و پیشکسوت در این پادکست از تجربه های خود در زمینه تدریس می گوید.

چند سال است فعالیت عمرانی انجام می‌دهید و چند سال است که در حوزه تدریس فعالیت می‌کنید؟

من بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ در دبیرستان البرز در رشته ریاضی ـ فیزیک تحصیل کردم. پس از آن به دانشگاه علم و صنعت رفتم و تحصیل در رشته عمران را آغاز کردم. تا سال ۱۳۷۰ این مرحله از تحصیل من طول کشید و پس از آن به دانشگاه تهران رفتم و در مقطع فوق لیسانس در رشته «مهندسی سازه» تحصیلاتم را پیگیری کردم. سال ۱۳۷۴ از دانشکده فنی فارغ التحصیل شدم. سال ۱۳۸۰ در دانشگاه شهید بهشتی مدیریت پروژه خواندم که تا سال ۱۳۸۴ ادامه داشت و پس از ادامه مدیریت پروژه، احساس کردم در مهندسی زلزله نیاز به اطلاعات دارم. سال ۱۳۹۰ در دانشگاه علوم تحقیقات مطالعه و تحصیل در زمینه مهندسی زلزله را آغاز کردم و در حال حاضر دانشجوی مقطع دکتری در واحد علوم تحقیقات هستم والان دانشجوی دکتری در مدیریت پروژه این دانشگاه هستم. در تمام این سال‌ها همزمان با تحصیل، مشغول به کار هم بوده‌ام.

احتمالاً معماری زیبای دبیرستان البرز در گرایش شما به تحصیل در رشته عمران بی تأثیر نبوده است!

بله. خدا رحمت کند بنیان گذاران این مجموعه را. آن موقع تنها دبیرستانی بود که با آن فرم و ساختار فعالیت می‌کرد. آزمایشگاه‌هایی داشت که حتی در سطح دانشگاه‌های کشور در آن زمان هم کم نظیر بود.

این مجموعه باعث شد افراد تحصیل کرده فراوانی وارد جامعه شوند.

وجود سیستم آموزشی با کیفیت البرز تاثیری در علاقه مندی شما به تدریس داشت؟

تدریس یک جور ژنتیک من و خانواده‌ام است. مرحوم مادرم از کلاس اول معلم من بودند. دو خواهرم هم به تحصیل اشتغال داشتد. چنین محیطی قطعاً تشویق کننده بوده است و البته البرز هم با آن وسعت و عظمت نقش زیادی به علاقه مندی من به علم و دانش داشت.

از چه زمانی با این مجموعه آغاز شدید و تدریس در آن را آغاز کردید؟

حدود سال ۷۸ یا ۷۹ مدیر موسسه که از دوستان هم دانشگاهی‌ام بود با همراهی یکی دیگر از دوستان که همان زمان فوت کردند، مشوق من در همکاری و تدریس بودند. ما همان سال‌ها بحث آموزش را شروع کردیم. آن موقع هیچ موسسه‌ای در این حوزه ورود نکرده بود و بحث تدریس مهندسی وجود نداشت. ابتدای کار بحث‌های دانشگاهی بود. یادم است اولین درسی که شروع به تدریس آن کردم آموزش نرم افزار سب بود که هنوز در دانشگاه کسی تدریس نمی‌کرد. ما با ۵ دانشجو تدریس این درس را شروع کردیم و به مرور دوره مذکور با استقبال مواجه شد.

رشته‌های مهندسی در دانشگاه بسیار پُر طرفدار است و معمولاً افراد نخبه جذب آن می‌شوند. چه اتفاقی افتاد که برخی افراد موازی با دانشگاه یا بدون شرکت در دانشگاه، برای آموزش چنین مواردی به سراغ موسسه آمدند؟

متاسفانه در دانشگاه‌های ما آموزش منجر به یک تولید نهایی نمی‌شود و مباحث به صورت گسسته است. بنابراین فارغ التحصلان دانشگاه با کمبودی مواجه می‌شوند که اطلاعات علمی را نمی‌توانند به بهره وری رسانده و جایی شاغل شوند. آن‌ها به اطلاعاتی نیاز دارند که آموخته‌های دانشگاهی خود را منسجم کنند و آنچه آموخته‌اند را با تجربیات افراد خبره مخلوط نمایند تا بتوانند از محصول نهایی در کار خود بهره بگیرند و توان لازم برای ورود به بازار کار را کسب کنند.

در موسسه چه ساختاری طراحی شد تا اطلاعات مورد نیاز دانشجویان به شکل منسجم به آن‌ها ارائه شود؟ شما در این طراحی ساختار چه نقشی داشتید؟

من از دوستان مدیر موسسه بودم و به ایشان مشاوره می‌دادم و شاخه شاخه کردن و افزایش موضوع‌ها را دوست داشتم. ما در چند زمینه تدریس را شروع کردیم؛ یکی بحث‌های تئوری و دیگری بحث‌های اجرایی. آن زمان نظام مهندسی در حال شکل گیری بود و نیاز بود تا مهندسان اطلاعات تکمیلی داشته باشند و شاید از معدود موسساتی بودیم که این دوره‌ها را تعریف و اجرایی کردیم.

چقدر دانشجوها از این دوره‌ها استقبال می‌کردند؟

بسیار بازخورد خوبی بود چون نیاز جامعه مهندسین بود و بر اساس این نیاز دوره‌ها شکل می‌گرفت و پیش می‌رفت. به همین دلیل علاوه بر بازخورد خوب و برگزاری چند میلیون ساعت دوره، تأثیر این کلاس‌ها در جامعه کاری خود را نشان داد و خیلی از شرکت‌ها و مجموعه‌ها از دانشجویانی که اینجا دوره گذرانده بودند استفاده کردند.

این موسسه در یک جمله از نظر شما چگونه تعریف می‌شود؟

موسسه بسیار توانمند است و امکانات خوبی دارد و در این حوزه پیشرو است و این خط شکنی خیلی به چشم می‌خورد. ما برای دوره‌ها سیلابس می‌نوشتیم و با خلاقیت دوره‌های میان رشته‌ای درست می‌کردیم تا توانمندی بیشتری به فارغ التحصیل ها بدهیم.

در این مدت چند دانشجو داشتید؟

سالی تقریباً ۱۰۰ فارغ التحصیل داشتم که ضرب آن در ۲۰ سال فعالیت می‌شود دو هزار دانشجو و فارغ التحصیل.

با چه تعداد از این دانشجویان هنوز ارتباط دارید؟

متاسفانه تعداد زیادی به خارج از کشور رفتند. اکثر آن‌ها فارغ التحصیلان دانشگاه‌های خوب بودند. الان با حدود ۱۵ درصد از آن‌ها ارتباط کاری دارم.

به نظر می‌رسد موسسه در یک دوره طولانی موفق شد خلاء موجود در سیستم آموزشی دانشگاه را پوشش دهد؟

در همه دانشگاه‌ها تدریس بر اساس فهرست ثابت انجام می‌شود و دانشگاه نمی‌تواند به بحث‌های خارج از آن فهرست ورود پیدا کند. بنابراین فرق نمی‌کند که دانشجو از کدام دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود. البته دانشگاه خوب سطح علمی‌اش بالا است اما انسجام در مباحث درسی در دانشگاه‌های معتبر هم رعایت نمی‌شود. ما افراد زیادی را داشتیم که از دانشگاه‌های طراز اول در این دوره‌ها شرکت می‌کردند تا آموزش‌های مفید و کاربردی ببینند.

تدریس کار دشواری است. حضور در این فرایند چه فایده‌ای برای خود شما داشته است؟

در تدریس همزمان با دانشجوها خود مدرس هم رشد می‌کند و همان اتفاقی که برای دانشجو رخ می‌دهد، برای مدرس هم رخ می‌دهد. برای تدریس باید مسائل را به شکل عمقی متوجه شوید و رفع این مسائل باعث رشد خود فرد می‌شود. پیشرفت‌های اخلاقی، ارتباط با افراد و روحیات مختلف و رفع نیازهای آن‌ها نیز افراد را از نظر شخصیتی رشد می‌دهد و من الان ۲۰ سال است که در کلاس دارم درس یاد می‌دهم و در هر دوره‌ای چند چیز جدید یاد گرفتم و رشد کردم.

افراد چطور می‌توانند تشخیص دهند که دانش قابل انتقال و تدریس دارند؟

بخشی از تدریس علاقه ذاتی و دیدگاه شخصی است. به نظرم همه می‌توانند آموخته‌های خود را به نسل جدید انتقال دهند. لازم نیست اطلاعات خاصی داشته باشید و حتی تجربیات هم قابل انتقال است. اگر دوره کاری مفید را ۳۰ سال و مثلاً بین ۲۵ تا ۵۵ سال تقسیم کنیم، بعد از فارغ التحصیلی در طول ده سال ابتدایی می‌توانیم اطلاعات دیگران را جذب کنیم و با انسجام آن با اطلاعات دانشگاه، مفید و بهره ور شویم. برای ده سال دوم باید چیزهایی به این دانش و مهارت اضافه کنیم و طی ۱۰ سال پیش رو آن‌ها را توسعه دهیم. به نظرم در ۱۰ سال آخر می‌شود تجربیات و آموخته‌ها را به نسل بعدی منتقل کرد تا پله‌ای برای پیشرفت آِیندگان شود. اینجاست که آن پیشرفت اتفاق می افتد. اگر کسی تجربیات خود را به دیگران منتقل کند این رشد اتفاق می افتد و این روند برای همه صادق است. البته برخی افراد اطلاعات علمی بالایی دارند و لازم نیست منتظر گذشت ۱۰ تا ۲۰ سال باشند و ابتدای کار مطالب علمی خود را می‌توانند آموزش دهند و هرچه جلوتر بروند تجربیات آن‌ها بیشتر می‌شود و پس از طی مدتی، مدرس حرفه‌ای خواهند شد که هم سطح تجربیات بالایی دارد هم علم و دانش قابل عرضه.

به نظر شما مدرس خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

به نظرم مدرس خوب نباید خسیس باشد. اگر فردی اطلاعات را در انحصار خودش بگیرد قطعاً مدرس خوبی نخواهد شد. مدرس خوب نباید خودبزرگ بین باشد. مدرس خوب باید پیشرفت کند و درجا نزند. اساتیدی هستند که در ابتدای کار علم آن‌ها به روز بوده اما آن را به مرور به روز نکرده‌اند و به همین دلیل دانش آن‌ها هم اکنون کهنه شده است.

اخلاق خوب، نظم و انضباط و مسوولیت پذیری نسبت به دیگران هم از ویژگی‌های یک مدرس خوب است. بزرگان می گویند معلمی شغل انبیا است و باید خصوصیات اخلاقی در رده انبیا را در خود ایجاد کنیم تا بتوانیم نسلی را تربیت کنیم که آن‌ها هم بتوانند تجربه خود را به دیگران منتقل کنند.

تدریس از معدود حوزه‌هایی بود که از همان ابتدا تکلیف خود را با کرونا مشخص کرد و این بیماری را دور زد. نظر شما درباره این اتفاق چیست؟

به نظرم این اتفاق برای تدریس لازم بود. ظرفیت تدریس آنلاین قبلاً در حوزه آموزش بود اما نیاز به یک محرک داشت که کرونا این حرکت را ایجاد کرد. بیش از ۱۰ سال است که تبلت، گوشی هوشمند و رایانه با همین ظرفیت امروز در اختیارمان بوده اما اینترنت وارد آموزش نشده بود. در کشوری مانند استرالیا که گستردگی زیادی دارد، سال‌هاست آموزش‌های مجازی اتفاق می افتد اما در ایران این مسئله رخ نداد تا کرونا این جهش را ایجاد کرد که افراد بدون پرداخت هزینه‌های زیاد جهت حضور فیزیکی، این اتفاق رخ دهد.

به خاطر دارم در یکی از دوره‌ها دانشجویی از بندرعباس با هواپیما به دوره‌های ما می‌آمد و شب برمی گشت تا یک دوره چهار ساعته را در مدرسه بگذراند. امکان آموزش آنلاین در آن دوره هم بود اما کاتالیزوری نبود تا اینکه کرونا این کار را انجام داد و تدریس آنلاین را به امری رایج تبدیل کرد. امیدوارم این رویه ادامه یابد و حتی بعد از برطرف شدن کرونا، آموزش آنلاین برای مناطق محروم و دور از امکانات مرکز ادامه یابد.

پادکست مصاحبه را از اینجا میتوانید گوش دهید

ظرفیت تدریس آنلاین قبلاً در حوزه آموزش بود اما نیاز به یک محرک داشت که کرونا این حرکت را ایجاد کرد. بیش از ۱۰ سال است که تبلت، گوشی هوشمند و رایانه با همین ظرفیت امروز در اختیارمان بوده اما اینترنت وارد آموزش نشده بود.

سیامک نجفی

شغل اصلی و محل تأمین درآمد شما چیست؟

من دفتر مهندسان مشاور دارم. طراحی سازه و کار نظارت و اجرا انجام می‌دهم. تدریس هم بخشی از منبع درآمدی من هست. تصور می‌کنم تدریس می‌تواند بخشی از منبع درآمدی باشد. البته اعتقاد ندارم همه منبع درآمدی هر فردی تدریس باشد. به جز اعضای هیات علمی که تدریس وظیفه آن‌ها است، بقیه افراد بهتر است تنها برای بخشی از درآمد خود به تدریس متکی باشند.

در حرفه اصلی شما تدریس و مدرس بودن چقدر امتیاز تلقی می‌شود؟

بسیار زیاد. من در جلسات خودم را به عنوان مدرس موسسه معرفی می‌کنم و این مسئله اثرگذاری بیشتری به جای اشاره به دانشگاه محل تحصیلم دارد. در ادامه جلسه بارها دیده‌ام که نگاه بسیار مثبتی به من ایجاد می‌شود.

تدریس در زندگی شخصی شما مؤثر بوده است

بله خیلی زیاد. ارتباط من با فرزندانم بسیار راحت‌تر است چون سیستم آموزشی که دارم را در منزل هم پیاده می‌کنم و می دانم همان مسائلی که در میان دانشجویانم هست در میان فرزندانم هم هست.

به نظر شما تدریس کردن باعث عمل به مسئولیت اجتماعی می‌شود؟

بله. بسیار زیاد. خط و نوشتن باعث رشد انسان‌ها و انتقال تجربیات و رشد سریع شد. چند هزار سال قبل از اختراع خط انسان‌ها حضور داشتند اما اطلاعاتشان به هم منتقل نمی‌شد اما اختراع خط به انفجار اطلاعات منجر شد. درباره تدریس هم موضوع همین است و انتقال اطلاعات به دیگران توسط نوشتن، رشد سریعی رخ خواهد داد. ما باید انتقال این اطلاعات را به عنوان وظیفه باید بدانیم. آن‌ها هم باید این اطلاعات را رشد دهند تا چرخه ادامه یابد.